سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
السلام علیک یا صاحب الزمان
خداى سبحان پاداش را در طاعت نهاده است و کیفر را برابر معصیت تا بندگان خود را از عذابش برهاند و به بهشت خویش راند . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :5
بازدید دیروز :5
کل بازدید :8236
تعداد کل یاداشته ها : 7
28/2/91
12:1 ع

یاصاحب الزمان(عج)


 


می دانم که می آیی و می گذرد اندوه سالهایی که بی تو گذشت


این قدر نگو اگر گذشت کنم کوچک می شوم اگر با گذشت کردن کسی کوچک می شد خدا این قدر بزرگ نبود ...


هر گاه فکر کردی در اوج قدرت هستی به حباب فکر کن


 



خدایا!


هم یاد کردن ما تو را، لطف توست و هم یاد کردن تو، ما را.


اگر اطاعت امر تو نبود هرگز با کوزه خاطر خویش بر ساحل دریای یاد تو گذر نمی کردم چرا که می دانم ظرف وجود من شایسته من است، نه بایسته تو.....!!!!!!!!!!


(مناجات الذاکرین)


 


هرازگاهی توقف در ایستگاه بین راه فرصت خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که پیش روست...گاهی برای رسیدن باید نرفت ....!!!!


 


صبر ، کوشش ، توکل و توسل چهار رکن اصلی برآورده شدن آرزوها است


(جمال الدین افغان)


 



خدایا !


تو آنچنانی که من دوست دارم...


پس مرا آنچنان کن که تو دوست داری


13/7/87::: 9:27 ع
نظر()
  


                                                     بلخاب یا باکتروس در منابع قدیم


 رودخانة بلخ (به محلی : بلخاو). این رودخانة دائمی پدیدة مهمی در جغرافیای شمال افغانستان است ] که میان مزار شریف و خرابه های بلخ قدیم به سمت شمال جریان دارد [ . اصطخری (ص 278) و ابن حوقل (ص 488 ترجمة کرامرس ص 433) جغرافی دانان قرن چهارم آن را رودخانة ده آس (ده آسیاب ) خوانده اند زیرا ده آسیاب با آب آن کار می کرده است . نام ده آس تا قرن سیزدهم نیز به کار می رفته (فریر ص 224) ولی بعد از آن ظاهرا فقط به یکی از شاخه های دلتای آن اطلاق شده است . مؤلف حدود العالم (ص 38 43 ترجمة مینورسکی ص 70 73 336) آن را «رودخانة بلخ » خوانده است نامی که غالبا جغرافی دانان اوایل اسلام برای جیحون به کار برده اند (مثلا اصطخری ص 6 12 143 مقدسی ص 19 23). این رودخانه از کنار شهرهای مدر و رباط کروان در ناحیة اندراب *و گوزگانان ] جوزجان * [ می گذشت و بعد از رسیدن به دشت بلخ و گذشتن از کنار دروازة نوبهار شهر به دوازده شاخاب تقسیم می شد و بالاخره به سیاهگرد در راه ترمذ در شمال می رسید. تمامی آب آن برای آبیاری به کار می رفت (اصطخری ص 278 ابن حوقل همانجا حدودالعالم ص 99 ترجمة مینورسکی ص 108).



بلخاب 471 کیلومتر درازا دارد و حوضة آن در کشوری که بیشتر نقاط آن کوهستانی است 250 19 کیلومتر مربع برآورد شده است . سرچشمة آن از نقطه ای حدود 880 2 متر بالاتر از سطح دریا در جایی که آبشارهای کوچکی از دریاچه های بندامیر * در کوه بابا در یک نقطه به هم می پیوندند شروع می شود. به این دلیل قسمت آبراهة بالای رود بندامیر خوانده می شود. این نام حتی به قسمتهای دورتر مسیر رود هم داده شده است (یت ص 255). بلخاب ابتدا در جهت جنوب غربی جریان دارد کوه پایه های کوه بابا و شاخه های شمالی آن (معروف به کوه بلخاب ) را با رشته ای از دره های تنگ و پیچهای تند پیش از اینکه بالاخره به سمت شمال بپیچد می شکافد و پس از گذشتن از آخرین گردنة کوه البرز از کوهپایة باکتریا ] بلخ [ بیرون می آید. در اینجا بلخاب پنجه ای آبرفتی به وسعت بیش از دو هزار کیلومتر مربع تشکیل می دهد که به شاخه های متعددی تقسیم می شود و دلتایی درون بوم می سازد. بلخاب در طول مسیر پایینی خود که بسیار پیچاپیچ و حدود یکصد کیلومتر است با زاویة تندی به سمت غربی ترین مبدأ پنجة آبرفتی پیش می رود و میان پل امام بکر در رأس پنجه که شش شاخابه از آن منشعب می شود و در محلی به نام سه درک که دوازده کیلومتر بالاتر از آقچه * است به سه شاخه تقسیم می شود و نام اصلی خود را از دست می دهد.


مقدار آب جمع شده در انتهای هر یک از انشعابها با رسیدن به ریگزار قراقوم که کوهپایة باکتریا را از درة آمو دریا (جیحون ) جدا می کند به هدر می رود. از طرف دیگر باستان شناسان شوروی ] سابق [ نشانه های شاخابهای قدیمی را که خارج از محدودة امروزین دلتا جریان داشته اند کشف کرده اند (وینوگرادف ج 2 ص 7ـ62 بویژه ص 14). بعلاوه پراکندگی محلهای باستانی باقیمانده از دوره های مختلف و طرز قرارگرفتن دیوار بزرگ قدیمی که برای محافظت واحة بلخاب ساخته شده بود گواه یک دورة مسلم عقب نشینی دلتا در حد فاصل دورة هخامنشیان و کوشانیان است (کروگلیکووا و ساریانیدی ج 1 ص 3ـ20 نقشه ص 16). گفته می شود که شاید برخی عوامل نامعلوم طبیعی (حرکت نوساختی زمین ] نئوتکتونیک [ یا تغییر مسیر به دنبال طغیانی استثنایی ؟) باعث این عقب نشینی شده باشد که بیشترین آن در مرکز ساختار دلتایی است و در نزدیکی دلبرجین و داشلی طول آن به 10ـ12 کیلومتر و در نچکا و آلتین تپه در مشرق به 4ـ5 کیلومتر می رسد (ساریانیدی ص 28ـ30). ازینرو دلتا سطح کنونی دو قسمتی خود را به دست آورده و بخشهای موات آن عمدتا با خاک نمک اندود غیرقابل کشت پوشیده شده است .


 


میزان حرکت آب بلخاب در سراسر مسیرش درست نمونة رودخانه هایی است که از ذخیرة برف تشکیل شده اند. در اردیبهشت و خرداد که برف کوه بابا آب می شود رود طغیان می کند. در آن هنگام در رباط بالا که رود وارد زمین پست می شود میانگین جریان آب حدود یکصدمترمربع در ثانیه است . بیشترین مورد که 531 متر مکعب در ثانیه بوده در 8 خرداد 1356 ثبت شده است . بیشترین کاهش در موسم پایین رفتن آب به طور طبیعی در زمستان است که برف بر زمین است نه در تابستان و پاییز که بارندگی کم است . کمترین جریان آب ثبت شده در رباط بالا در 30 تیر1350 7ر16 متر مکعب در ثانیه بوده است . دریاچه های بخش بالایی حوضة بلخاب در تعادل تغییرات سالانه و موسمی جریان آب اثر تنظیمی مؤثری دارند.جریان آب تا رسیدن به نقطه ای که رودخانه وارد زمین کم ارتفاع باکتریا می شود افزایش مداومی نشان می دهد.


 


 این افزایش به دلیل آن است که در کوهها شاخابهای بسیاری به آن می ریزند دره های مسیر باریک است و جز در دشتهای کوچک نیک (یکاولنگ ) در مسیر بالا و بوینقره (شولگره ) در مسیر پایینی آب کمی برای آبیاری از آن برداشت می شود. در نتیجة وفور آب قابل حصول پنجة آبرفتی بلخاب بزرگترین واحه در مرکز باکتریاست که گرچه بدون انقطاع از مزار شریف تا آقچه گسترده شده است غالبا واحة بلخ خوانده می شود. البته «واحة بلخاب » نامی مناسبتر به نظر می رسد.

این شبکة آبیاری بسیار قدیمی است با توجه به اینکه اولین جوامع کشاورزی واحه ای در عصر مفرغ به وجود آمده اند (مثل داشلی ) تحول آن پیچیده بوده است . برخی از آبراهه ها صرفا شاخابهایی طبیعی اند که آنها را سامان داده و در اختیار گرفته اند. بقیة آبراهه ها تماما ساختة دست انسان است که با ایجاد سدهای انحرافی چون بندسوخته در جنوب غربی بلخ آب در آنها جریان یافته است . در حدودالعالم (ص 99 ترجمة مینورسکی ص 108) دوازده آبراهة آبیاری عمده در قرن چهارم ذکر شده است . منابع جدید با وجود اختلاف در نام آبراهه ها عموما با تعداد هجده توافق دارند که با نام «هجده نهر» که غالبا به تمام ناحیة واحه داده می شود مطابقت دارد (مختاروف ص 101 به بعد آدامک ج 4 ص 249ـ264). در گزارشی تازه ولی غیرموثق تعداد کل نهرها یازده ذکر شده است (بانک توسعة آسیا 1971).

در قرن گذشته که جمعیت روستایی محل به کمترین مقدار رسیده بود حجم آبی که استفاده نمی شد آنقدر زیاد بود که ماندابهای وسیعی در اطراف آقچه به وجود آورد (یت ص 255 276) و از آن زمان حتی در مرکز واحه (راس ص 26) کشاورزی به نحو قابل توجهی توسعه یافت . اما اتلاف آب بلخاب در نتیجة تغییرات فصلی هنوز شایان اعتناست . به منظور بهتر اداره کردن آب در 1355 ش برای ساختن سدی مخزنی در چشمة شفا در درة کوه البرز قراردادی با دولت شوروی ] سابق [ امضا شد. در این قرارداد ساخت نیروگاه برقابی و بازسازی شبکة آبیاری مطرح شده بود. مطالعات اولیه قبل از 1357 ش انجام گرفت اما تا جایی که می دانیم کار ساختمانی هنوز آغاز نشده است .

بلخاب همچنین نام ناحیه ای (علاقه داری ) در استان جوزجان است که 476 2 کیلومترمربع را در بخش میانی رود بلخاب در بر دارد. آمار 1358 ش جمعیت آن را 900 27 تن ذکر کرده است . مرکز اداری آن ترخو است که ترخوج نیز نامیده می شود.










 


منابع : ابن حوقل کتاب صورة الارض چاپ کرامرس لیدن 1938ـ 1939 ابراهیم بن محمد اصطخری کتاب مسالک الممالک چاپ دخویه لیدن 1967 حدود العالم من المشرق الی المغرب چاپ منوچهر ستوده تهران 1340 ش محمدبن احمد مقدسی احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم چاپ دخویه لیدن 1877


2/7/87::: 11:0 ص
نظر()